خیلی خوشحالمخیلی زیادوقتی خنده هاتو دیدموقتی موفقیتتو دیدموقتی کنار همسرت و کوچولوت دیدمتخیلی ذوق داشتممیدونستم یکروزی قطعا موفق میشیتبریک میگم بابت مزون قشنگت و روزهایی که ارزوشو داشتیکنار من شاید جور دیگه ای زندگیت رقم میخوردنمیدونمولی الان همینکه میخندی و خوشحالی خداروشکر میکنمو برات تو این شب عزیز لیله الرغایب بهترینهارو برات ارزو میکنممیدونم هیچوقت اینارو نمیخونیو نخواهی خوندولی بدون تا ابد تا وقتی زنده م میام اینجا و مینویسم برای دلم برای ارامشمو برای گذشته ای که هیچوقت فراموش نمیشهچون هیچ عشقی . عشق اول ادم نمیشهمن دیگه عاشق نشدمولی همون یکبار که عاشق شدمواقعا عاشقی کردمو اصن ناراحت نیستمتقدیر این بود که جدا شیمخداروشاکرم که هردومون خوشبخت هستیمکاش میشد مثل دوتا دوست حال همو میپرسیدیم و برای هم ارزوی خوشبختی میکردیمچند سالع نیومدی اینجاو این نشون میده حالت خوبهاگه یکروزی گذرت به اینجا خوردبدون تو این دنیا فقط یک چیز از خدا میخامو اونم دیدن دوباره تویهحتی در اخرین لحظه مرگممراقب خودت و نیکان عزیز باشیادته این اسمو روی بچه خودمون مبخواستیم بذاریمچه عجیب و چقدر جالب و چقدر قشنگروزگار بر وفق مرادت ریحان قلب تنهایم
برچسب:
نویسنده: الینا کریمیان
تاريخ: يکشنبه
15 بهمن
1402 ساعت: 14:45